۱۳۸۸ آبان ۷, پنجشنبه

راهبران مترو معترض‌اند

روز چهارشنبه خبري در روزنامه ايران درباره اعتراض راهران مترو (رانندگان قطارها) به شرايط كاري‌شان منتشر شده بود. خبرنگاران ايران با چند تن از راهبران قطارها صحبت كرده‌اند:
در يك ماه گذشته راهبران قطارها تصميم گرفتند كه فقط با سرعت مجاز (70 كيلومتر) حركت كنند و خارج از وظيفه خود با شركت مترو همكاري نكنند و همين تصميم موجب بروز مشكلاتي براي اين شركت و استفاده از سيستم CAD شده است. مسير صادقيه تا علم و صنعت كه قبلاً در 41 دقيقه طي مي‌شد الآن حتي به 55 دقيقه و يا يك ساعت و نيم هم مي‌رسد و به عبارتي شهروندان بايد دو برابر زمان صرف كنند تا به مسير خود برسند، چرا كه طبق مثالي كه قبلاً زدم، اين يك دقيقه‌ها روي هم جمع مي‌شود و تأخيرهاي طولاني را در يك ايستگاه خاص ايجاد مي‌كند.
... ما 15 تا 30 متر زير زمين و به دور از نور خورشيد و هواي تازه كار مي‌كنيم. طبق قانون كار بايد «حق تنهايي و حق تخصص» در فيش حقوق ما منظور شود كه البته نمي‌شود، چرا كه كار ما يك كار تخصصي است و ما از سر چهارراه و يا كنار ميدان نيامده‌ايم كه بخواهيم حقوق عادي و غيرتخصصي بگيريم. يكي ديگر از اعتراضات ما اين است كه راهبران قطار در كشورهاي خارجی روزانه شش ساعت مشغول به كارند ولي ما 5/10 ساعت در روز كار مي‌كنيم. راهبران ديگر كشورها امكانات و مزايايي مي‌گيرند كه ما نمي‌گيريم و سختي كار شامل آنها مي‌شود و درباره ما اينگونه نيست. مثلاً راهبري كه در هنگ كنگ است حداكثر 80 كيلومتر در روز راهبري مي‌كند اما اين ميزان در تهران تا 150 كيلومتر هم مي‌رسد يعني تقريباً دو برابر استانداردهاي بين‌المللي.
خط دو مترو مسير معمول من است و در چند هفته گذشته شاهد تاخيرها و وضع غير معمول مترو بودم. اتفاقاً سه شنبه شب كه وضع مشابهي بود چون شايعه نوعي اعتصاب را هم شنيده بودم با يكي از كاركنان خط نگهدار مترو صحبت كردم، .

كسي كه من با او صحبت كردم گفت كه مسئله اين است كه راننده‌ها با "بالا" مشكل دارند. به طور مشخص، راننده‌ها و باقي پرسنل سختي كار مي‌خواهند چون در زير زمين كار مي‌كنند و تا به حال هيچ وجهي بابت سختي كار كه قانوناً بايد به آن‌ها تعلق بگيرد، پرداخت نمي‌شده است. به علاوه ساعت كاري آن‌ها افزايش پيدا كرده چون با حفظ مجموع ساعت‌هاي كاري تعداد شيفت‌هاي كار از سه به دو كاهش يافته است. كارمندي كه با او صحبت كردم مي‌گفت كه مشكلات كاركنان، خصوصاً رانندگان متعدد است، از جمله مي‌گفت بعضي رانندگاني كه در شيفت‌هاي پاياني كار مي‌كنند، نمي‌توانند در ساعات پاياني شب (11 و نيم كارشان تمام مي‌شود)، خود را به خانه برسانند و مجبورند در مترو بخوابند.

روزنامه ايران با محسن هاشمي هم صحبت كرده و هاشمي ظاهرا كل وجود اعتراض را انكار كرده و گفته كه مشكل به كمبود واگن و قطعات يدكي مروط است؛ در واقع هاشمي اعتراض كارگران را نفي كرده تا مشكل را به دعواي خود با دولت احمدي‌نژاد برگرداند، يعني ندادن اعتبار به مترو، و روزنامه ايران هم اعتراض كاركارگران را بهانه كرده تا مسئله ندادن اعتبار را منتفي كند.

هاشمي البته حرف بسيار بدي هم زده:
مطمئن باشيد كه شرايط به گونه‌اي نيست كه يك يا چند راهبر بتوانند در زمان‌بندي مترو و كار قطارها اخلال ايجاد كنند و اگر اين مسائلي كه شما و راهبران مطرح مي‌كنيد، حقيقت داشته باشد (كه البته ندارد) موضوع حالت امنيتي پيدا خواهد كرد؛ چرا كه بحث تلف شدن وقت صدها هزار شهروند تهراني در بين است و كسي حق ندارد و نمي‌تواند آن را به خاطر خواسته‌هاي شخصي خود ناديده بگيرد و به شهروندان توهين كند.
اين در واقع نوعي تهديد است. چيزي كه روزنامه ايران با وجود نقل آن دربرابرش موضع‌گيري هم نكرده. اين تهديد هاشمي يادآور خاطره تلخي براي بخش ديگري از كارگران حمل و نقل پايتخت است. كارگران شركت واحد اتوبوسراني حوب يادشان مي‌آيد كه در زماني كه اعتراض به شرايط كاري را آغاز كردند ابتدا قاليباف، شهردار تهران، در جمع‌شان حاضر شد و به آن‌ها قول مساعد براي حل مشكلات را داد، ولي بار بعد اين پليس بود كه در برابرشان قرار گرفت.

از اين‌ انكار اعتراض راهبران مترو از يك طرف و تلاش طرف مقابل براي مصادره آن بوي خوبي نمي‌آيد. چيزي كه هست همين برخوردها نشان مي‌دهد كه كارگران مترو، مثل بقيه، نمي‌توانند روي جناح‌هاي موجود حساب كنند و بايد به نيروي هم‌بستگي خودشان تكيه كنند. دولت ممكن است امروز در مقابل هاشمي به اعتراض آن‌ها توجه كند تا قضيه تعهدات مالي خود به مترو را زير سوال ببرد، اما فردا كه به قول هامشي موضوع "حالت امنيتي" پيدا كرد، فرقي بين هاشمي و قاليباف و... نخواهد بود.

يادمان نرود كه پس از زدن سنديكاي واحد، نخستين كسي كه علناً حق كارگران اين شركت براي داشتن سنديكا را منتفي دانست، همان آقاي قاليباف بود و باز همين آقاي قاليباف بود كه خصوصي‌سازي شركت واحد را به عنوان راهي براي حل مشكل اعتراض اتوبوس‌رانان تسريع كرد.

آيا بخش‌هاي ديگر جامعه الان به آن بلوغ سياسي رسيده‌اند كه با حق‌خواهي كارگران مترو نيز هم‌دلي كنند؟ به آن بلوغ رسيده‌اند كه چنين اعتراضي را در چارچوبي بزرگ‌تر بر حق بدانند و به دليل جناجح‌بندي‌هاي حول آن، "بي‌موقع"اش نخوانند؟ اگر چنين هم‌دلي‌اي محقق شود، اگر چنين مفاهمه‌اي برقرار شود، مي‌توان گفت كه ما گامي به پيش گذاشته‌ايم تا از چارچوب‌هاي كهنه فرا برويم و صرفاً به محاسبه موقت روي جناح‌بندي‌ها بسنده نكنيم و حق طلبي را عيار بالاتري بدهيم. من اميدوارم كه چنين بلوغي حاصل شده باشد چرا كه نشانه‌هاي آن تا پيش از اين فراوان بوده است.

۱۳۸۸ آبان ۶, چهارشنبه

اين‌جا، اكنون فيلتر شده است

اين وبلاگ امروز فيلتر شده است. در وضع آزادي نزديك به مطلقي كه به سر مي‌بريم، گذاشتن يك پست در مورد اين كه وبلاگ آدم فيلتر شده ممكن است حمل بر خود بزرگ بيني شود (يا شايد رفقا بگويند: همين كه تا حالا فيلتر نشده بودي بايد خودت را يك وارسي بكني !)

الغرض اين را نوشتم تا به همين بهانه از متقدمين در امر فيلتر شدن و دوستان ديگري كه ممكن است بدانند، سوالي بكنم: كسي مي‌داند فرق اين پيغام‌هاي مختلف كه موقع فيلتر شدن سايت‌ها ظاهر مي‌شود چيست؟ يعني نوع فيلتري كه با L3 مثلاً مشخص شده، با آن يكي كه L6 است چيست؟ (مال من L6 است!)

پي‌نوشت: مثل اين كه پيغام واحدي نيست. فيلترينگ روبوتيك، و پيغام‌هاي سركاري (در چارچوب آزادي نزديك به مطلق البته).

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

خصوصي‌سازي و منطق افزايش سود به هر قيمت

يادمان هست كه خصوصي‌سازي با چه استدلالي جلو آمده بود، نه؟ در تمام سال‌هاي گذشته و همين امروز اين استدلال در خدمت سياست خصوصي‌سازي به كار گرفته مي‌شد و مي‌شود كه: دولت مدير بدي است، بنگاهي كه دولتي اداره شود، سود ده نيست، بنگاهي كه خصوصي اداره نشود انگيزه براي رونق دادن به كارش ندارد.

اين گزاره‌ها كه كسي جرأت تشكيك در آن را نداشت و از نظام شوروي بگير تا همين بنگاه‌هاي اقتصادي خودمان برايش "نمونه تاريخي" ذكر مي‌شد، پايه و اساس نظري خصوصي‌سازي را تشكيل مي‌داد: يك كلام، اقتصاد را خصوصي كنيد تا سود ده شود. اقتصاد را خصوصي كنيد تا كار كند.

بسيار خوب، در همين ميان چيزي كه فراموش مي‌شد يكي اين بود كه كار كردن اقتصاد لزوماً همان سود ده بودن بيش‌تر و بيش‌تر نيست. از طرف ديگر، دوستانِ طرفدار خصوصي‌سازي كه هميشه نمونه‌هاي شوروي و غيره را به عنوان نمونه‌هاي ناكارآمدي به چشم منكران فرو مي‌كردند، حال كه موارد خصوصي‌سازي شده موجود و قابل اشاره‌اند، ظاهراً فراموش كرده‌اند كه نتايج درخشان تحقق شعارشان را هم ببينند.

لاستيك البرز، صنايع مخابرات راه دور شيراز، واگن پارس اراك، چيني البرز، لوله سازي اهواز، و... تنها نمونه‌هاي دم دستي از كارخانه‌هايي هستند كه خصوصي‌سازي فقط و فقط بحران را در آن‌ها تشديد كرده يا به وجود آورده است. نمي‌دانم در شرايط فعلي چند نمونه مخالف مي‌توان ارائه داد كه خصوصي‌سازي به رونق انجاميده است، اما در بسياري از موارد خصوصي‌سازي حاضر، نه تنها ارمغاني از جنس مديريت بهتر براي كارخانه نياورده‌اند، بلكه از قضا همين منطق سود بيش‌تر، توليد را در آن‌ها به كل متوقف كرده است.

خصوصي‌سازي اگر قرار باشد سودآوري بيش‌تري داشته باشد اتفاقاً الگويي براي توقف توليد و صنعت زدايي هم هست: شرايطي را تصور كنيد كه صاف كردن كارخانه و فروش زمينش يا ساختمان سازي در آن سودآورتر باشد؛ جايي را تصور كنيد كه بخش خصوصي با سرمايه‌دار و توليد كننده خارجي توافق مي‌كند، كارخانه داخلي را مي‌خرد، ورشكسته‌اش مي‌كند و خود وارد كننده عمده همان كالا به طور انحصاري مي‌شود؛ جايي را تصور كنيد كه مالك كارخانه آن را ورشكست مي‌كند كارگران را اخراج مي‌كند، بعد همان جنس را از توليد كننده خارجي - جايي مثل چين كه بردگاني با دستمزد يك دلار در روز كار مي‌كنند - با همان علامت تجاري خودش وارد مي‌كند و دو نفر را هم مي‌گذارد تا كالاي وارداتي را به اسم توليد داخلي بسته‌بندي كنند.

مگر هيچ كدام از اين‌ها با منطق سود بيش‌تر اشكالي دارد؟ اگر قرار باشد "سود"، كه هميشه به جيب صاحب سرمايه مي‌رود، بالا برود، چرا صاحب سرمايه نبايد مجاز به انجام اين كارها باشد؟ چرا بايد زحمت مديريت توليد در شرايط سخت را بر خود هموار كند؟ الان ديگر با نمونه‌هاي موجود مديريت بهتر بخش خصوصي در توليد بيش‌تر شبيه يك شوخي تلخ است. اصالت سود، اصالت سود است و نه در دولت و نه در بخش خصوصي مديريت بهتر توليد را الزام نمي‌كند.

اگر بگوييم بخش خصوصي چنين بلايي سر توليد آورده، دوستان مي‌گويند: نه اين خصوصي‌سازي "واقعي" نيست؛ اين اختصاصي‌سازي است، اين واگذاري رانتي است. و به راحتي منطق آشكار انباشت اوليه سرمايه را ناديده مي‌گيرند و نمي‌بينند كه در هر شرايط سياسي - اجتماعي، كساني مي‌توانند سرمايه خريد را داشته باشند، كساني مي‌توانند با دادن قيمت واقعي يا با قيمت ديگر كارخانه‌ها را بخرند، كساني اصلاً به بازي خريد و خصوصي‌سازي راه مي‌يابند، كه مراحل انباشت اوليه سرمايه را در آن شرايط طي كرده باشند.

***
طرح بديل هر دو وضعيتِ دولتي و خصوصي، يعني اداره دموكراتيك توليد به دست كارگران، مهندسان، برنامه‌ريزان، و كاركنان بخش توليد كه زندگي‌شان بسته به توليد بهتر و واقعاً سوددهي "توليد" است، چيزي است كه البته‌ از كفر ابليس هم بدتر است.

در همين زمينه: يك استدلال به نفع خصوصي‌سازي

۱۳۸۸ آبان ۴, دوشنبه

"بخش خصوصي شديم، بيکار و بي‌پول شديم"

ايسنا:
جمعي از کارگران شرکت کارخانجات مخابراتي راه دور شيراز، صبح امروز در اعتراض به آنچه كه نحوه خصوصي‌سازي برخي صنايع استان و پيگيري مطالبات صنفي خود عنوان مي‌كردند، مقابل استانداري فارس تجمع کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه فارس، كارگران معترض، با شعارهايي مانند "بخش خصوصي شديم، بيکار و بي‌پول شديم" و "زندگي و معيشت، حق مسلم ماست"، پيگيري و حل مشكلات خود توسط مسوولان مربوطه را خواستار شدند.

هاشم شمشيري، نايب‌رييس شوراي اسلامي کار و بازرس شوراي هماهنگي استان فارس که در اين تجمع حضور داشت، به خبرنگار ايسنا، گفت: از وقتي شرکت کارخانجات مخابراتي راه دور شيراز به بخش خصوصي واگذار شد و سهامداران شرکت را خريداري کردند، روزبه‌روز وضعيت ما بحراني‌تر شد. وي ادامه داد: در سفر دوم رياست جمهوري به شيراز نيز زير نظر هيأت حمايت از صنايع و مديريت دولتي قرار گرفتيم و هيأتي نيز از وزارت صنايع اين‌جا معرفي شد و در حالي که قرار بود به شرکت بحران‌زده ما نقدينگي 5 ميليارد توماني تزريق شود، اما هيچ حمايتي از طرف دولت و هيأت اجرايي مزبور نشد.

وي افزود: هم اکنون بيش از 9 ماه از حقوق خود را طلبکاريم که رقم آن بيش از 9 ميليارد تومان است. اين در حالي است که تا آخر شهريور بايد بيش از 300 نفر بازنشسته داشته باشيم، اما هيچ‌کس بازنشسته نشده، هيچ اقدامي هم از جانب دولت صورت نگرفته است. بايد سوال کرد کارخانه‌اي که تا چند سال پيش حرف اول را در خاورميانه مي‌زد، چرا حالا بايد بحران‌زده باشد؟ مسوولان استان، صنايع و معادن، استاندار و ديگر مقامات هم هيچ‌گونه حمايتي از ما نکرده‌اند.

شمشيري مدعي شد: وضعيت بحران‌زده شرکت علاوه بر بي‌پولي و عدم پرداخت حقوق، براي کارگران مشکلات روحي، رواني نيز به‌دنبال داشته، به‌طوري كه در طول اين مدت برخي از کارگران به دليل بحران پيش آمده مجبور به جدايي و طلاق از همسران خود شده‌اند، ضمن اين‌که حکم مصادره منازل تعدادي از کارگران هم صادر شده است. وي افزود: سوال ما از نمايندگان محترم مردم در مجلس شوراي اسلامي اين است که آن‌ها اکنون کجا هستند تا از نزديک شاهد اعتراض کارگران باشند، آيا صرف حرف‌زدن مشکلي را حل مي‌کند؟

"پليس، با تجمع كارگران برخورد كرد"

گزارش ايلنا از چهارمين روز تظاهرات كارگران لوله چدني اهواز:


مثل هر روز به چهار راه نادري رسيديم، جايي كه دفتر سهامدار عمده شركت واقع است، همه با هم از پرداخت نشدن مطالبات مي‌گفتيم؛ اما ماموران ما را محاصره كردند و با ما برخورد كردند؛ در نهايت عده‌اي بازداشت شدند.
بالاخره صبح امروز حوصله ماموران نيروي انتظامي از تجمع هرروزه كارگران لوله سازي اهواز سرآمد و تجمع آرام كارگران اين كارخانه به صحنه برخورد ماموران با آنها تبديل شد؛ در مقابل چشم مردم عادي، عده‌اي از كارگران بازداشت شدند و مابقي خود را به كارخانه رساندند.
چهار راه نادري شهر اهواز در يك هفته گذشته به محل تجمع هر روز كارگران لوله‌سازي اهواز تبديل شده بود، كارگراني كه در اعتراض به پرداخت نشدن 13 ماه مطالبات معوقه هر صبح به جاي آنكه به كارخانه بروند به اين چهار راه كه دفتر سهامدار عمده در واقع است مي‌آمدند و پس ازاينكه مي‌گفتند: ”يك سال حقوق كارگر، پرداخت بايد گردد” به كارخانه باز مي‌گشتند.
آنطور كه يزداني نايب‌رئيس شوراي اسلامي كارخانه لوله‌سازي اهواز مي‌گويد: تجمع امروز نيز گرچه پاياني متفاوت داشت اما مانند تجمع روزهاي گذشته ابتدا به آرامي آغاز شد؛ كارگردان شركت‌كننده مانند هميشه با پرهيز از ورود به مسائل سياسي خواسته‌هاي صنفي خود را مطرح كردند كه در راس آن پرداخت مطالبات معوقه بود.
اما تجمع امروز با روزهاي پيشين متفاوت بوده نيروي انتظامي كه تاكنون نسبت به تجمع‌هاي هر روزه اين كارگران واكنشي نشان نداده بود وارد جريان شد و با تجمع‌كنندگان برخورد كرد، برخوردي كه به گفته كارگران در آن با باتوم و گاز اشك‌آور نيز استفاده شد و در نهايت گروهي از تجمع‌كنندگان بازداشت شدند.
يزداني خود در تجمع امروز حضور نداشت اما از زبان حاضران ماجراي درگيري با نيروي انتظامي را اينطور روايت مي‌كند: مثل هر روز به چهار راه نادري رسيديم، جايي كه دفتر سهامدار عمده شركت واقع است، همه با هم از پرداخت نشدن مطالبات مي‌گفتيم؛ اما ماموران ما را محاصره كردند و با ما برخورد كردند، درگيري شروع شد؛در نهايت عده‌اي بازداشت شدند كه هنوز وضعيت و تعداد آنها مشخص نيست.
كارگران چه‌ مي‌گويند؟‌
لوله‌سازي اهواز 600 كارگر قراردادي و رسمي دارد كه در آن از ذوب كردن فلزات ضايعاتي، اوراق شده و اسقاطي لوله‌هاي چدني ساخته مي‌شود، اين كارخانه 7 سال پيش خصوصي‌سازي شد و به تدريج از آن به عنوان يكي از واحدهاي بحران‌زده كارگري در اخبار نامبرده شد.
آقايار حسيني، دبير اجرايي خانه كارگر كه در روزهاي گذشته چندين‌بار از تجمع اعتراضي كارگران اين كارخانه خبر داده بود، در دفاع از كارگران لوله‌سازي اهواز مي‌گويد: در 7 سال گذشته مديران و سهامداران حاصل كار كارگران را فروختند و به اعتبار آن چندين ميليارد وام گرفتند بدون آنكه نسبت به پرداخت مطالبات كارگران احساس مسووليت كنند.
يزداني نيز كه برابر قانون نماينده كارگران لوله‌سازي اهواز در شوراي اسلامي كار است؛ مي‌گويد: از زمان واگذاري تاكنون 7 سال مي‌گذرد و در اين سال‌ها سهام كارخانه چندين‌بار به صورت وكالتي به اشخاص مختلف واگذار شده است و به تبع آن سهامداران علاوه بر دستيابي به درآمد كارخانه، از وام بانكي نيز استفاده كرده‌اند؛ بدون آنكه نسبت به كارخانه و كارگران احساس مسووليت كنند.
به گفته اين فعال كارگري نتيجه اين اقدام نبود مواد اوليه، توقف توليد و انباشته شدن طلب كارگران و در نهايت به وجود آمدن وضع كنوني است.
وي افزود: تا پيش از تجمع‌هاي هفته گذشته كه به درگيري صبح امروز ختم شد، قرار بود وامي 5/7 ميليارد توماني به كارخانه پرداخت شود اما در همان ابتدا بابت بدهي‌هاي معوقه 5 ميليارد تومان از اين وام كسر شد و پرداخت 5/2 ميليارد تومان باقيمانده هم هرچند به تصويب رسيد اما هنوز پرداخت نشده است.
كارگران قرباني شده‌اند
اقتصاد ايران را بيمار مي‌نامند و هم از كارگر گرفته تا كارفرما و كارشناس وجود اين بيماري را حس كرده و قبول دارند.
بازخواني پرونده خانواده كارگراني كه در پي خصوصي‌سازي‌هاي خارج از چارچوب از هم پاشيده شد ثابت مي‌كند كه فساد اقتصادي، فقر مالي مي‌آورد و از اين فقر، فحشا درست مي‌شود.
پرونده خصوصي‌سازي لوله‌سازي اهواز و سرنوشت امروز كارگران آن شايد در نوع خود جزء تازه‌ترين‌ها محسوب شود.
يزداني، نماينده كارگران به نقل از شنيده‌هاي خود مي‌گويد: در سال 82 كه كارخانه واگذار شد ارزش آن‌را حدود 70 ميليارد تومان برآورد مي‌كردند، اما مي‌گويند فردي كه ابتدا سهام كارخانه را خريد و پس از مدتي آنرا واگذار كرد حتي يك ميليارد تومان هم بابت كارخانه هزينه نكرد.
به گفته يزداني براساس آمار 600 نفري كارگران لوله‌سازي اهواز، اين كارخانه حداقل نان يك خانواده 2400 نفري را در ازاي كار كارگران تامين مي‌كند اما از زمان واگذاري تاكنون و به ويژه در ماه‌هاي اخير اين نان‌زساني متوقف شده‌است.
در حالت عادي شايد سخن گفتن از مشكلات خانوادگي و آلوده شدن اعضاي يك خانواده به جرايم باشد، اما براي كساني كه 13 ماه حقوق نگرفته‌اند وضع تفاوت است، يزداني خيلي مختصر مي‌گويد: در اين 13 ماه خيلي از كارگران داروندار خود را فروختند؛ زير بار قرض رفتند تا شرافت خانواده خود را حفظ كنند اما در نهايت كم آوردند خانواده‌هايي از هم پاشيده شده و حتي برخي نيز دچار آسيب‌هاي اجتماعي گرفتار شدند.
در سال‌هاي گذشته نيروي انتظامي كه وظفيه برقراري نظم عمومي را دارد چندين بار با تجمع‌هاي كارگري برخورد كرده است، ماجراي كارگران شهر بابك در سال 82، ماجراي كارگران فرش البرز در سال 85، ماجراي كارگران لاستيك البرز در سال 86 و....
ممكن است گفته شود كه تمامي اين برخوردها در راستاي قانون و انجام وظيفه بوده‌است اما مي‌توان پرسيد كه مسوولان برقراري نظم عمومي چندبار با كساني كه با اهمال ويا بي‌تدبيري خود كارگران معترض را به خيابان‌ها كشانده‌اند برخورد كرده‌است؟

دستگيري 50 نفر در چهارمين روز تظاهرات كارگران لوله چدني اهواز

از مجموعه فعالان حقوق بشر:

با دخالت نیروهای انتظامی چهارمین روز اعتراضات کارگران لوله چدنی اهواز (دوشنبه صبح) به خشونت کشیده شد و تعداد زیادی نیز بازداشت شدند.

به گزارش واحد کارگری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، کارگران لوله چدنی اهواز در چهارمین روز اعتراضات خود در خصوص عدم پرداخت ده ماه حقوق خود اقدام به تجمع و راهپیمایی در چهارراه نادری و خیابانهای 30 متری و طالقانی اهواز کردند، نیروهای انتظامی که در طی روزهای قبل تنها نظاره گر این اعتراضات بودند در طی اعتراض روز جاری خواستار پایان یافتن اعتراضات و پراکنده شدن کارگران شدند.

با عدم قبول این خواسته نیروهای انتظامی از سوی کارگران معترض، این نیروها به جمعیت کارگران یورش برده و با این اقدام تجمع را به خشونت کشاندند، در این رابطه علاوه بر تعدادی از کارگران که زخمی شده اند، دست کم بازداشت 50 کارگر دیگر نیز گزارش شده است. از سرنوشت کارگران بازداشت شده اطلاعی در دست نیست.

از راديو فردا:
گزارش‌های رسیده از منابع کارگری در اهواز، حاکی از بازداشت دست‌کم۵۰ کارگر کارخانه لوله‌سازی توسط نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی است.

این شمار از کارگران روز دوشنبه و به دنبال برگزاری راهپیمایی اعتراضی در خیابان نادری اهواز بازداشت شده‌اند.

کارگران کارخانه لوله چدنی اهواز که بین ۱۰ تا ۱۴ ماه حقوق و مزایای خود را دریافت نکرده‌اند، در یک هفته گذشته، چند بار در خیابان‌های اهواز دست به راهپیمایی زدند.

در راهپیمایی روز دوشنبه نیز حدود ۱۵۰ تن از ۷۰۰ کارگر این کارخانه، شرکت داشتند.

منابع رسمی ایران تاکنون بازداشت‌های روز دوشنبه در اهواز را تأیید یا تکذیب نکرده‌اند.

کسری علاوند، روزنامه‌نگار در اهواز، با تأیید بازداشت این شمار از کارگران کارخانه لوله‌سازی در این مورد به رادیو فردا گفت که در جریان راهپیمایی اعتراضی ، نیروی انتظامی با محاصره آنها، اقدام به ضرب و شتم برخی شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی کرده است.

این روزنامه‌نگار مقیم اهواز، تداوم حضور کارگران معترض در مرکز اهواز و بسته شدن خیابان توسط کارگران معترض را دلیل اصلی این درگیری عنوان کرد و افزود که نیروی انتظامی که در روزهای قبل نیز در این زمینه به کارگران اخطار داده بود، به دلیل نادیده گرفته شدن این اخطارها از سویکاگران اقدام به بازداشت گسترده کارگران معترض کرد.

این روزنامه‌نگار همچنین از محل انتقال کارگران بازداشت شده ابراز بی‌اطلاعی کرد.

مشکل پرداخت نشدن حقوق و مزايا تنها محدود به کارگران کارخانه لوله سازی اهواز نمی‌شود و در هفته‌های اخير، گزارش‌هايی در مورد تجمع شماری از کارگران مخابرات راه دور در مقابل ساختمان استانداری فارس در شيراز و نیز کارگران کارخانه مهيامان اصفهان در مقابل ساختمان استانداری اصفهان انتشار يافته است.

۱۳۸۸ آبان ۲, شنبه

گفتي كه باد مرده‌ ست...

گفتي كه:
------« - باد مرده ‌ست!
---------از جاي برنكنده يكي سقفِ رازپوش
---------بر آسيابِ خون،
---------نشكسته در به قلعه‌ي بي‌داد،
---------بر خاك نفكنيده يكي كاخ
---------------------------باژگون
---------مرده ‌ست باد!»
گفتي:
------« - بر تيزهاي كوه
---------با پيكرش، فرو شده در خون،
---------افسرده است باد!»
تو بارها و بارها
با زنده‌گي‌ت
---------شرم‌ساري
-----------------از مردگان كشيده‌اي.
--------------------------------(اين را من
همچون تبي
--------- - دُرُست
همچون تبي كه خون به رگ‌ام خشك مي‌كند -
---------------------احساس كرده‌ام.)
*
وقتي كه بي‌اميد و پريشان
------------------گفتي:
------« - باد مرده ‌ست!
------- - بر تيزهاي كوه
---------با پيكرش، فرو شده در خون،
---------افسرده است باد!» -
آنان كه سهمِ هواشان را
با دوستاق‌بان معاوضه كردند
در دخمه‌هاي تسمه و زرداب،
گفتند در جواب تو با كبرِ دردِشان:
------« - زنده ا‌ست باد!
---------تازَنده است باد!
---------توفانِ آخرين را
--------------------در كارگاهِ فكرتِ رعْدانديش
----------------------------------------ترسيم مي‌كند،
---------كبرِ كثيفِ كوهِ غلط را
-------------------------بر خاك افكنيدن
------------------------------------تعليم مي‌كند.»
(آنان
ايمانِ‌شان
------مِلاطي
-----------از خون و پاره‌سنگ و عقاب است.)
*
گفتند:
------« - باد زنده ست،
---------بيدارِ كارِ خويش
---------هشيارِ كارِ خويش!»
گفتي:
------« - نه! مُرده
----------------باد!
---------زخمي عظيم مهلك
----------------------از كوه خورده
--------------------------------باد!»
تو بارها و بارها
با زنده‌گي‌ت
--------شرم‌ساري
----------------از مرده‌گان كشيده‌اي،
اين را من
همچون تبي كه خون به رگ‌ام خشك مي‌كند
احساس كرده‌ام.

[ شاملو، هشت بهمن هزار و سيصد وپنجاه و سه، از دفتر شعر "دشنه در ديس". براي امين كه به سفر مي‌رود و اين شعر را دوست دارد.]