۱۳۸۸ آبان ۲۳, شنبه

مثل یک جراحی ممکن است خونریزی‌هایی داشته باشد

طرح تحول اقتصادی قطعاً آثار تورمی به ویژه در مقاطع اولیه خواهد داشت که باید به حداقل برسد، ولی به هر حال مردم باید آمادگی اجرای این طرح را داشته باشند و به مسوولان کمک کنند.
[...] ما باید صداقت داشته باشیم و عیب‌های موجود در اجرای این طرح را نیز به مردم بگوییم و به سوالات پاسخ دهیم؛ بنابراین باید از ناشی‌گری‌ها اجتناب کرد؛ چراکه کار، کار آسانی نیست که به دست هرکس بدهیم و افرادی که وارد می‌شوند، باید ماهرانه حرکت کنند.
[...] یک جراحی اقتصادی، یک کار زیربنایی و یک تحول قرار است انجام شود که این حرکت ابزارهایی لازم دارد، من به خاطر ندارم که در طول 30 سال پس از انقلاب اسلامی چنین تحولی صورت گرفته باشد.
[...] این طرح مثل یک جراحی ممکن است خونریزی‌هایی داشته باشد، ولی باید به حداقل رسانده شود؛ ولی این‌که فکر کنیم می‌شود سرنوشت اقتصادی یک مملکت را دگرگون کرد و آب هم از آب تکان نخورد، درست نیست. دولت‌های قبلی نیز می‌گفتند که این کار درست است و باید انجام شود ولی هیچ کدام شهامت و جرات این کار را نداشتند.
[...] اختلاف نظرها در این زمینه باید کم شود و به حداقل برسد و اگر هم جایی اختلاف نظری وجود داشت، مرجع تصمیم‌گیری در نهایت رهبری است. صداوسیما نیز باید عواقب و جزئیات این طرح را تشریح کند تا همه‌ مردم و نخبگان متوجه شوند.
[...] در راه اجرای این طرح مسلماً حرکت‌های شیطنت‌آمیز انجام می‌شود، یک عده نمی‌خواهند این طرح اجرا شود؛ چراکه یا موافق آن نیستند و فکر می‌کنند طرح درستی نیست یا این‌که می‌خواهند شیطنت سیاسی کنند و باید با این فتنه‌ها و شیطنت‌ها مبارزه شود.
استفاده از استعاره پزشكي و جراحي در سياست سابقه طولاني دارد، و خصوصاً نزد فقها در چند دهه اخير يكي از محبوب‌ترين استعاره‌ها و روش‌هاي توجيه بوده است. در جراحي خوني كه ريخته مي‌شود مشروع است. خوني كه ريخته مي‌شود بي عيب است و مي‌توان با چشم‌داشت به "بهبود"ي كه قرار است حاصل شود، زخم و جراحت و خون را "موجه" دانست.
حالا اين‌جا قرار است چه "خون"ي ريخته شود؟ بهاي اهداف طرح تحول را چه كساني بايد با زندگي‌هاشان بپردازند؟ اگر نخواهند به خاطر رسيدن به اهداف طرح تحول چنين هزينه‌اي بدهند چه؟
اگر آن‌كه بايد هزينه بدهد، تشخيص و تجويز اين پزشك را قبول نداشته باشد و اصلاً او را به درمان‌گري نشناسد چه؟ اگر ترجيح بدهد به درد خود بميرد و زير اين تيغ نرود چه؟ اگر ما اين "تحول بزرگ" را كه "ممكن است خون‌ريزي‌هايي داشته باشد" نخواهيم چه كسي را بايد ببينيم؟ مجلسي كه مصوبه چهارشنبه خود را شنبه بعدش نقض مي‌كند؟ يا دبير شوراي نگهبان كه هنوز مصوبه براي بررسي به دستش نرسيده دارد از آن دفاع مي‌كند و عواقب و خون‌ريزي‌هاي "جراحي" را هم توجيه مي‌كند؟

۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه

حمایت از کارگران زندانی، حمایت از همه کارگران است! / علي نجاتي، رييس هيئت مديره سنديكاي هفت تپه


کارگران!

همه می‌دانند که کارگران هفت تپه در چند سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده‌اند. از جمله‌ی این خواسته‌ها، دریافت حقوق معوقه  و پرداخت  به اندازه‌ی اضافه کاری و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است.
ما می‌دانیم برای به دست آوردن مطالبات  و خواسته‌های خود چاره‌ای جز اتحاد و دست‌یابی به تشکل مستقل از کارفرما و دولت نداشته و نداریم.


ما بنا به تجربه‌ی کسب شده توسط خودمان  و تجربیات ِ هم طبقه‌ای‌هایمان در ایران و دیگر نقاط دنیا دریافتیم که چنانچه امکانی برای دفاع از حقوق کارگران باشد باید از آن تا جایی که به ضد خودش تبدیل نشود استفاده کرد اما  بسیاری از نهادها و سازمان‌های جهانی که به نام کارگران و در ظاهر برای دفاع از حقوق ما بنا شد‌ه‌اند بیشتر به سرابی شبیه هستند که کارگران را دل‌خوش کنند و به زبان ساده‌تر کارگران را گول بزنند تا به جای تکیه به  نیروی خودشان و هم طبقه‌ای‌هایشان امیدهای  بیهوده  وتوهم به آنان داشته باشند. ازطرفی در داخل کشور سال‌هاست که کارگران مجبور شده‌اند تا فقط و فقط  تشکلی به نام شورای اسلامی کارداشته باشند.

وقتی نمایندگان کارگران، اساس‌نامه و عملکرد این تشکل باید مورد تایید دولت و حتا کارفرما باشد دیگر چگونه می‌توان امید داشت که این تشکل از حقوق کارگران دفاع کند؟ زیرا کارفرماها و سیستمِ  پشتیبان آنها، نمي‌خواهند که حق و حقوق کارگران به آنان برسد. کارگران هیچ چاره‌ای ندارند جز این‌که به نیروی خود و دیگر کارگران تکیه کنند و تشکل‌های مستقل کارگری خود را بنا کنند. هر وقت کارگر یا کارگرانی در هر کجا دچار مشکل می‌شوند به جز کمک گرفتن از حمایت و نیروی کارگری نمی‌توان مشکلات را برطرف کرد.

در نامه‌ی پیش گفته بودم که اکنون  نمایندگان کارگران هفت تپه، فقط و فقط به خاطر ایجاد تشکل مستقل کارگری و دفاع از مطالبات بر حق کارگران هفت تپه، زندانی هستند و طبیعتاً خانواده‌های  آنان در این مدت شش‌ماهه نیاز به حمایت از طرف کارگران دیگر دارند.

من روی حمایت مادی - معنوی توسط کارگران و نه جاهای دیگر تاکید میکنم. زیرا اعتقاد دارم این کارگران هستند که باید به داد ِ هم طبقه‌ای‌هایشان برسند. به قول معروف این شتری است که در خانه‌ی همه‌ی ما می‌خوابد، و ما کارگران به جز یکدیگر کسی را نداریم.

کارگرانی که خواهان ِ حمایت از  این پنج نفر و خانواده‌هایشان هستند می‌توانند به هر اندازه که  درتوان‌شان است، از طریق شماره حساب بانکی این‌جانب ( به شماره 0302895180008 سیبا- بانک ملی ایران شعبه هفت تپه کد6579 به نام علی نجاتی)،  کمک‌های مادی خود را واریز کنند.

به نظر من، بعد از سال‌ها اکنون تجربیات کارگری به آن اندازه‌ای هست که بتوان به عنوان یک سنت کارگری این موضوع را جا انداخت که هر گاه کارگرانی در جایی به مشکل برمی‌خورند این کارگران هستند که لازم است از یکدیگر حمایت کنند.
ما در هفت تپه، بنا به مسولیتی که کارگران در انتخابات و مجمع عمومی در آبانماه 87 بر دوش‌مان گذاشتند به عنوان نمایندگان آنان تلاش کردیم که از حقوق و مطالبات آنان دفاع کنیم.

ما متهم به تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی شدیم. همه می‌دانند که ما به جز خواسته‌های کارگری، مطالبات دیگری نداشته‌ایم. ما را به زندان محکوم کردند. هم‌اکنون چهار نفر ازاعضای هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در زندان دزفول محبوس هستند و من که نفر پنجم باشم از روزهای آینده در جمع ِ آنان خواهم بود و ایام حبس من اغاز خواهد شد.

من می‌دانم که ما در طول این مدت فعالیت در کارمان نقاط قوت و ضعف ِ بسیار داشته‌ایم. من شخصاً همیشه از دریافت ِ تجربیات کارگری دیگر و نیز انتقادات سازنده، استقبال کرده‌ام. هنوز هم امید دارم که کارگران دلسوز با نظرات خود کمکی برای تقویت فعالیت‌های کارگری ما باشند. البته بسیاری اوقات هم به جای نقد، یعنی بررسی نقاط قوت و نقاط ضعف و از همه مهم‌تر پیشنهاد راه‌های عملی و شدنی برای پیش‌برد مبارزات‌مان، نظراتی شنیده‌ایم که آن‌چنان در فضای غیر واقعی و بهتر بگویم تخیلی طرح شده‌اند که هیچ‌گونه امکان پیاده کردن این نظرات در دنیای واقعی و به دست کارگران وجود نداشته است. اگرچه از طرفی نظرات و تجربیات دوستان ِ  بسیاری برای ما بسیار سازنده بوده است.

امیدوارم در این مدت شش ماهه، علاوه بر کمک‌های مادی، و از آن مهم‌تر برای حمایت‌های  معنوی از نمایندگان کارگران هفت تپه،  تمام کارگران و فعالان دلسوز با دوری کردن از هرگونه مباحث حاشیه‌ای، با اتحاد هر چه بیش‌تربا تمام نیروی خود برای دفاع از حقوق کارگران هفت تپه و نمایندگان محبوس آنان تلاش کنند. نباید گذاشت که این دوره‌ی حبس، بدون ِ اعتراضات ِ کارگران در هر کجا به زندانی شدن این چند نفر و دیگر کارگران زندانی از جمله آقایان اصانلو [اسالو] و مددی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، بگذرد. ما در زندان، اخبار ِ  اقدامات شما را خواهیم شنید و از آن دل‌گرمی خواهیم گرفت.

با تلاش برای اتحاد هرچه بیشتر کارگران
علی نجاتی
رئیس هیات مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
21 آبانماه 1388
شوش – خوزستان - ایران

[اين نامه، و هم‌چنين نامه پيشين علي نجاتي، در سايت اخبار روز و سايت موج سبز آزادي منتشر شده است.]

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

شما اسم اين موجودات را چه مي‌گذاريد؟

برگزاري سالگرد عرفات در غزه ممنوع شده و بعد:
  GAZA, Nov. 10 (Xinhua) -- Hamas security forces have arrested tens of activists and members of Palestinian President Mahmoud Abbas' Fatah party in the Gaza Strip, officials said Tuesday.
    The crackdown started early Tuesday, a day before the fifth anniversary of Fatah founder Yasser Arafat. Earlier, Hamas has told Fatah officials in Gaza that they were not allowed to hold mass ceremonies marking the death of Arafat.
    A Fatah official, speaking on condition of anonymity, told Xinhua that Hamas forces "have launched a wide detention campaign against Fatah and summoned many of its members and supporters."
    Among the detainees was Mohammed al-Nahal, a member of Fatah Revolutionary Council who was elected during the movement's sixth general conference in August.
    Hamas Interior Ministry has denied accusations that its security services were chasing down Fatah supporters trying to organize activities on Arafat's anniversary.
    Ihab al-Ghussein, spokesman for the ministry, said that Fatah had not submitted a request to the authorities asking for holding activities to mark Arafat's death.
   
شباهت‌هاي بي‌حد اين موجودات به همديگر در هر كجاي دنيا كه باشند آدم‌ها را به تعجب وا مي‌دارد.

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

احسان فتاحيان اعدام شد

محمد مصطفايي نوشته: امروز صبح احسان فتاحیان اعدام شد.

براي اعدام كردن، براي قدرت‌نمايي هم دروغ مي‌گويند؟

به خانواده‌اش، به همه هم‌وطنان كرد و غير كرد، و همه ديگراني كه به نجات جان احسان اميد بسته بودند تسليت مي‌گويم....

احسان فتاحیان چهارشنبه اعدام نمی شود

احسان فتاحیان مجرم محکوم به اعدام در زندان مرکزی سنندج فردا اعدام نخواهد شد.
به گزارش مسوول روابط عمومی سازمان زندان کردستان ، احسان فتاحیان که به دلیل حمل سلاح گرم دستگیر شده بود فردا اعدام نمی شود . ورمرزیار در مورد جرم فتاحیان توضیح داد : فتاحیان در دادگاه شعبه ی اول انقلاب سنندج به جرم حمل اسلحه به مدت 10 سال به زندان محکوم شد و هنگامی که به حکم اعتراض کردند در دادگاه تجدید نظر این حکم به اعدام تبدیل شد.
ورمرزیار درباره ی اعتصاب غذای زندانیان زندان مرکزی سنندج در راستای اعتراض به حکم اعدام فتاحیان گفت : این موارد سری است اما اعتصاب غذا در زندان های ایران یک امر طبیعی است.
(با تشكر از مازيار كه اين خبر را برايم فرستاد)

بي‌خوابي و انتظار

بي‌خوابي و انتظار و نگراني‌اي كه تمامي ندارد.

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

پيش‌گوها و دماگوگ‌ها

امروز، 9 نوامبر، بيستمين سالروز فروپاشي ديوار برلين بود. تلويزيون بي بي سي فارسي هم از مراسم برلين به اين مناسبت گزارش مي‌داد. . علاوه بر اين گزارش، از جمله از آقاي بهروز كريمي‌زاده "فعال دانشجويي چپ" (در لندن البته)، به عنوان صاحب‌نظر در برنامه 60 دقيقه دعوت كرده بودند. بگذريم از اين كه از ديد منِ مخاطب ايشان تقريباً به هيچ سوالي جواب مربوط نداد (داد؟)، و در عوض كلاً درباره عقايد فعالان و انديشمندان "چپ" صحبت كرد، منتهي در همان ابتدا حرف نغزي زد كه آدم را به فكر مي‌انداخت.

ايشان در پاسخ به اولين پرسش فرناز قاضي‌زاده درباره فروپاشي "كمونيسم" گفت كه رژيم شوروي اصلاً از استالين به بعد نوعي سرمايه‌داري بود و نه كمونيسم (ظاهراً به تازگي همه "فعالان" و"انديشمندان" چپ بر خلاف مرام اعلام شده‌شان به يكي از ورسيون‌هاي تروتسكيسم گرويده‌اند، اين‌طور است؟).

آقاي كريمي‌زاده سپس گفت كه اتفاقاً اول اين فعالان و متفكران چپ بودند كه فروپاشي را قبل از همه پيش‌بيني كرده بودند - يعني ما خودمان داريم همه چيز را، جاي ديگر نرويد.

خوب حالا ايشان از چه كسي به عنوان اولين نمونه اين پيش‌گويان نام برده باشند خوب است؟ گرامشي! بله دقيقاً آقاي گرامشي كه قبل ازآغاز جنگ دوم جهاني و در اوج فاشيسم از دنيا رفت، يعني در زماني كه حتي بلوك شرق شكل نگرفته بود، از سوي آقاي كريمي‌زاده هم‌چون نخستين پيش‌گوي فروپاشي كمونيسم معرفي شد.


اگر خودم اين را با گوش خودم نشنيده بودم و كس ديگري برايم نقل كرده بود، فكر مي‌كردم دارند پشت سر اين فعال دانشجويي چپ صفحه مي‌گذارند. اما چون با گوش خودم شنيدم، و چون ايشان الان در لندن هستند و خوش‌بختانه مصون از گزندهاي احتمالي اين‌سوي دنيا، بايد بگويم كه اين نوع حرف زدن مدعيانه از سوي كسي كه در مقام صاحب‌نظر در رسانه عمومي ظاهر مي‌شود زشت است. همين.